طبيعي زيادي ميان ايپرمان و سلينك وجود دارد، زيرا بيشتر از مآخذ يكساني بهره گرفتهاند.
ايپرمان ظاهراً اندكي متجددتر بوده و با مكتب جراحي ايتاليا آشنايي بيشتري داشته است. هر دو در مخالفت با مدعيان طبابت و حكيمباشيها همرأي بودند. هر دو متكي به تجارب خودشان و همچنين مآخذ يوناني، عرب و ايتالياييشان بودند و گاه استقلال روحي خود را نشان ميدهند.
ولي سلينك نسبت به ايپرمان كمتر جراح و احتمالاً بيشتر پزشك بود. ايپرمان كارد بهدست آمادهٴ عمل بود و سلينك داغ كردن يا مواد سوزانندهٴ شيميايي را ترجيح ميداد و شيوهٴ كارش بسيار محتاطانه بود؛ مثلاً در مورد گشودن غدد يا ورمهاي چركي ميگويد، بهتر است كمي مواد سوزاننده روي نقطهٴ دردناك گذاشته شود؛ اين خيلي بهتر است تا آن كه يكباره مقدار زيادي دارو روي آن بگذارند. و بهتر است اطراف زخم با قشري از خمير پوشانده شود تا داروي خورنده به گوشت سالم آسيب نرساند. ايپرمان به تفصيل از بستن رگها و دوختن زخمها بحث ميكند، و سلينك راجع به جا انداختن بدون خونريزي دست و پاي شكسته يا از جا دررفته مينويسد. او از عملهاي جراحي سنگ مثانه به شيوهاي مبتني بر قراين بحث ميكند كه در مقايسه با روشهايي كه در جراحيهاي كوچك بهكار ميبندد استثنايي است. سلينك، برخلاف ايپرمان با كالبدشناسي برخوردي مختصر دارد. از سوي ديگر، معالجهٴ جراحات او بسيار كامل است و بخش بزرگي از كتابش را در بر ميگيرد.
كتاب سلينك حتي از اثر ايپرمان هم كمتر شناخته شد. تنها دو نسخهٴ خطي از آن در دست است، يكي در موزهٴ بريتانيا از سال 1410 و ديگري در لاهه از اواخر همان قرن؛ احتمال دارد يكي هم در آكسفورد (نيوكالج) باشد. سلينك در مقدمهٴ كتاب ميگويد كه آن را براي دو فرزندش توماس و يان مينويسد. شايد او قصد انتشار آن را در مقياس وسيعتري نداشته، بلكه فقط ميخواسته معلومات و تجارب يعني، اسرار حرفهٴ خود را به فرزندانش انتقال دهد.
كتاب جراحي سلينك تا سال 1928 چاپ نشد و عملاً ناشناس ماند.
بـارتـولـومـهٴ بـروژي
بارتولومهٴ بروژي،1 پزشك و فيلسوف فلاندري، شارح ارسطو.
اوضاع اوايل زندگي و تاريخ و محل تولد او نامعلوم است. او در سال 1307 در پاريس فوقليسانس و در سال 1315 در مونپليه درجهٴ دكتري گرفت. اندكي پيش از سال 1307 تا 1309 يا پس از آن به تدريس آثار ارسطو
(طبيعيات، تدبير منزل، كائنات جو، بوطيقا) در دانشگاه پاريس پرداخت. پيش از سال 1315 وارد سوربن شد. او كانُـن كليساي آندانا (نزديك نامور) و بعداً (1331) در كامبره بود. از حدود 1330 تا 1342 پزشك گي دو شاتيون اول (كنت بلوا